تبليغاتX
بین خودمون باشه







 

...

... باور نمیکنم ، این "تو" خود "تویی" ...

پ.ن۱: باور نمیکنم ! ...

پ.ن۲ : باور نمیکنم ! ...

پ.ن۳ : باور نمیکنم ! ...

پ.ن۴ : باور نمیکنم ! ...

پ.ن۵: باور نمیکنم ! ...

 

 

+ | 86/07/29 | 11:55 | حسین

..............................................................................................................

 

...

گفتم : این جام جهانبین به تو کی داد حکیم ؟

گفت : حرفو عوض نکن ، جواب منو بده ! ...  

گفت : راستی گفتی جام جهانی ، امروز پرسپولیس ۶ تا میزنه ! ...

 

 

پ.ن۱ : تو برنامه ماه عسل ، یه بی کلام ۲۵ ثانیه ای بودکه میتونی از >اینجا< دانلودش کنی ...

 

+ | 86/07/22 | 8:18 | حسین |

..............................................................................................................

 

وکیل مدافع الیاس ! ...

 

... راستشو بخوایین سریال اغما منو یاد فیلم Devil's Advocate میندازه که یه جورایی شبیه همدیگه هستن !! ... میخوام تو این پست براتون آخر سریال رو پیش بینی کنم ... "دکتر پژوهان بعد از اینکه میفهمه الیاس شیطان بوده توبه میکنه و بر میگرده به همون شبی که توی خونه باغ بعد از شک به وجود خدا توبه کرد ... یعنی چی ؟ ... یعنی اینکه زمان بر میگرده به عقب و همه اتفاقایی که افتاده ، میشه یه توهم ! ... یعنی دکتر توی این مدت تو اغما بوده !! " ... همین ...

 

پ.ن۱ : مطلب بالا صرفا یه پیش بینی بوده و ارزش دیگری ندارد ! ...

پ.ن۲ : با جبریل ماه رو ، الیاس هم سیماستی ! ...

 

+ | 86/07/20 | 22:37 | حسین |

..............................................................................................................

 

سوال ! ...

.: کدامیک از هلال های فوق ، هلال ماه شوال است ؟ :.

 

پ.ن۱ : هلالهای ۴ و ۵ در پشت کوه قرار دارند ! ...

پ.ن۲ : هلال ۱۰ صحیح نیست ! ... اینم کمک !! ...

 

+ | 86/07/20 | 1:52 | حسین |

..............................................................................................................

 

...

من از این دنیا چی میخوام

دو تا صندلیه چوبی

که من و تو رو بشونه

واسه ء گفتن خوبی

همین !

 

 

پ.ن :  یه بی کلام ... میتونی از .:اینجا:. دانلودش کنی ...

 

+ | 86/07/19 | 2:31 | حسین |

..............................................................................................................

 

از تو می پرسند ! ...

با توجه به تصویر فوق ، کدام گزینه از لحاظ املایی صحیح است :

الف ) روض     ب) غدث    ج ) اثلام اثط     د) همه موارد

 

***

 

و اما جواب : در مجموعه آثار جلد شصت و پنج اینطور آمده است : 

 روض غدث یک روض جحانی اثط ، روضی نیست که فغت اخطثاث به غدث داشطه باشد ، روض مغابله مثطزعفین با مصطکبرین اثط ، روضی اثط که باید صرنوشط ملطحای مثطزعف مالوم شود ، روض غدث روض حیاط اثلام اثط ...

 پس گزینه صحیح گزینه دال یعنی همه موارد می باشد . و اما برندگان امشب ...

 

 

پ.ن ۱ : تو همینجایی و هر روز ، من به تنهایی دچارم ، منو نزدیک خودم کن ، تا تو رو یادم بیارم ، با من غریبگی چی ؟ ، نکن ! ...

پ.ن۲ : همیشه دست سبز یه ترانه ، میگیره دست رویاهای مارو ! ...

پ.ن۳ : حذف شد (:/ ...

پ.ن ۴ : لذتی که در نوشتن پی نوشت هست در عفو نیست ! ... بین خودمون باشه ... 

 

+ | 86/07/13 | 2:57 | حسین |

..............................................................................................................

 

"او" ...

هر که رفت ...

پاره ای از دل ما را با خود برد ...

اما ...

"او" که با ماست ...

"او" که نرفته است ...

از "او" بپرسید که چه می کند با دل ما ؟ ...

                                                                         .: از > اینجا < میتونی دانلودش کنی :.

 

پ.ن۱ : ور رازدارستی بشر ،  پیدا نکردی خیر و شر ، هر چه که ناپیداستش ، بر وی همه پیداستی ...

پ.ن۲ : همین ! ...

 

 

+ | 86/07/09 | 13:5 | حسین |

..............................................................................................................

 

...

... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ، منتها نه اونجور که دلت میخواد !! ...

 

 

پ.ن ۱ :

پ.ن ۲ : میتونم چند ساعت سکوتتون رو قرض بگیرم ؟ ...

پ.ن ۳ : ... حالا میترسم این دیوونه حالی ، یه روز از من جداشه ، بر نگرده ...

 

 

+ | 86/07/03 | 10:42 | حسین |

..............................................................................................................

 

صبح است اول مهر ! ...

صبح است اول مهر
دل می تپد ز شادی
فریاد کودکانه
شهر است پر از هیاهو!

گلبوته های شادی
صف در صف دبستان
مثل گل بنفشه
روییده بر لب جو!

هر یک به شوق و شادی
فردای بهتری را
بر ما دهند مژده
چون خوش خبر پرستو!

یادش بخیر ... چقد لجم در میومد وقتی این آهنگو میشنیدم ! ... چیزی که لجم رو در میاورد این بود که یکی دو روز مونده به اول مهر ، هر کانالی رو که میزدی (اون روزا تلویزیون دو تا کانال بیشتر نداشت !) نه یه بار ... نه دو بار ... بلکه صد بار ... این آهنگو پخش میکردن ... فکرشو بکن ! ... یه تابستون خوابیدی تا خود ظهر ! ... یه تابستون بازی کردی ! ... یه تابستون لذت بردی !! (؟؟) ... حالا ... یهو ... یه شبه ... میشه اول مهر ... یعنی چی ؟ ... یعنی اینکه از فردا باید ساعت شیش و نیم از خواب بیدار بشی ... کیفت رو مرتب بکنی ... صبحونه رو بخوری ... یه لقمه به زور بزارن تو کیفت (البته من مخالف این قضیه نبودم !) ... بری مدرسه ... باز درس ... مشق ... باز تاریخ ! (از همین تریبون انزجارم رو نسبت به درس تاریخ ! در طول تحصیلم به جامعه بشریت اعلام میکنم ! ... تا کور شود چشم اون شاهی که نفهمید مملکت رو چطور اداره کنه و منو مجبور کرد که با خوندن مسیر ننگین زندگیش ! به سختی نمره قبولی بگیرم ! ) ... باز امتحان ... باز کارنامه ... اون روزا ... دلم میخواست که زودتر این درس و مدرسه تموم بشه و بزرگ بشم و بیوفتم تو مسیر زندگی ...

اما ... روزگار ... مث اون سیبی که میندازیش بالا ... هزار تا چرخ خورده ... الان ... خیلی وقته دنبال شنیدم این آهنگم ! ... خیلی وقته که دلم میخواد با شنیدن این آهنگ برگردم به اون حال و هوا ! ... به روزایی که دل مشغولیم درس بود ... روزایی که مهمترین دل نگرانیم این بود که تاریخ رو قبول بشم !! ...  چقد لجم میگیره که این آهنگو نمیشنوم ! ... هر کانالی که میزنم (این روزا ماشالا چیزی که زیاده کاناله !) ... نه صد بار ... نه ده بار ... نه حتی برا یه بار ... این آهنگو پخش نمیکنن ! ... این روزا ... دلم میخواد که ... که دغدغه های فکریم دغدغه های همون روزا باشه ... که یه نفس ۵ ساعت مشق بنویسم ... که نیم ساعته ۲۰۰ تا لغت و معنی حفظ کنم ... که ۱۰ تا مسئله ریاضی حل کنم ... که بازم تاریخ رو نخونم ! ... که نیوفتم تو مسیر زندگی !! ...

صبح است اول مهر ... دل می تپد ز شادی ... فریاد کودکانه ... شهر است پر هیاهو ! ...

 

پ.ن۱ : یه پست تکراری ، ولی هنوز همون حال و هوا رو دارم ! ...

پ.ن۲ :  بعضیا مثل ستاره ها سپید ، رفتن و تکیه به آسمون دادن ، بعضیا رو پشت بوم خونشون ، موندن و ماهو بهم نشون دادن ...

پ.ن۳ : به تو مديونم هميشه ، مگه مي شه بي تو باشم ، از شبي که رو برومه ، چه جوري بي تو رها شم؟ ...

 

+ | 86/07/01 | 1:14 | حسین |

..............................................................................................................

 

بهترین پست ! ...

رضای عزیزم دعوتم کرده به بازی " بهترین پست " ... برا منی که یه مدته فعال نیستم تو وبلاگ یکم سخت بود انتخاب ... منتها چی بهتر از اینکه یه نقبی بزنم به مطالب گذشته و یکم تو زمان حرکت کنم ... (حال نویسنده انگار خوب نیست ، جوگیر شده !) ... جان ؟ ... (هیچی ، بگو ادامه حرفاتو !!) ... آره میگفتم ... تجربه خوبی بود ... با خوندن آرشیو نوشته ها ... لبخند اومد رو لبام و لبخند رفت از رو لبام ! ... در نهایت ، انتخابم پست " یه دنیا حرف " بود ...

دوستانی که دعوت میشن به این بازی : (به ترتیب حروف الفبا )

باران  /  روشنک  /  شیرین  /  مهربانو  /  محمد

 

پ.ن ۱ : " امیدوارم باقی دوستان مرا ببخشند. آنگونه که دریافتم تعداد محدودی را می توان دعوت کرد. به هر حال این انتخاب دلیلی بر عدم شایستگی باقی دوستانم نیست. چرا که از خواندن تک تک پستهایشان لذت برده و می برم. "

پ.ن ۲ : آقا رضا ، این پینوشت بالا رو جایی ندیدی قبلا ؟! ... من همینجا ازت تشکر میکنم ! ...

پ.ن۳ : دوستی ، پست نیازمندیها رو پیشنهاد دادن ، اونم میتونین > اینجا < بخونین ... نیازمندیهای شب عید ! ...

 

+ | 86/07/01 | 0:49 | حسین |

..............................................................................................................