تبليغاتX
بین خودمون باشه







 

حقیقت (1) ...

... " بچه ها ، شوخي شوخي پرنده ها رو با سنگ ميزدن ، ولی پرنده ها ، جدی جدی میمردن ! " ... حالا ، حکایت ماست ! ... همین !! ...

 

پ.ن ۱ : حقیقت ، همیشه آن چیزی نیست که دیده میشود ...

پ.ن ۲ : پینوشت ۱ همه حرفا رو زده ! ... میبینیدش ؟! ...

 

+ | 85/09/27 | 23:52 | حسین |

..............................................................................................................

 

رنجر زندگی ، قرن وبلاگی ! ...

... ۲۳ آذر برای شما میتونه یه روز معمولی باشه مث بقیه روزا ! ، منتها این یه روز برای من فرق میکنه ! ... شاید بپرسین " بخاطر اینکه فرداش انتخاباته برات مهمه؟ " ، میگم نه ! ... شاید بگید " چون پنجشنبه هستش و میتونی تا ۲ بعدالظهر بخوابی برات فرق میکنه؟ " ، بازم میگم نه !! ... شاید فکر کنین که " یه امر خیر !! قراره براش تو این روز اتفاق بیافته " ، که میگم برو بابا !!! ... ممکنه بگید " پس چه مرگته؟ " ، که میگم آهان ، حالا شد ! ... بله ! ... امروز روز تولدمه !! ... امروز بازم اون چرخ و فلک زندگیم رسید سر خط و دوباره قراره که یه دور دیگه بزنه !! ... تا دو سال پیش این چرخ و فلکه برام خیلی هیجان داشت ، منتها چند نفر اومدن و سرعتش رو کم کردن و حالا دیگه اصلا هیجان نداره !! ... فکر کنم باید از این چرخ و فلک پیاده بشم !! ... نه نه !! ... منظور بدی نداشتم !! ... میخوام برم سوار رنجر زندگی بشم ، آخه میگن اون هیجانش خیلی بیشتره !! ... راستی میگن این روز مبارکه ! ... نمیدونم والا ، مبارکه ؟! ...

... چه صبری دارین به خدا !! ... شد ۱۰۰ تا ! ... هر کی بود به ۵۰ نرسیده ول میکرد میرفت ! ... خدایی اعصابتون قویه ! ... هر جور که فکر میکنم میبینم فقط به خاطر لطفتون به من بوده که اومدین و نگاهش کردین ! ... من خودم بعضی وقتا حوصلم سر میره ازش ولی شما نمیدونم که چی توش دیدین که بی خیالش نمیشین !! ... میپرسین چی دارم میگم تند تند واسه خودم ؟! ... آره ؟! ... خوب معلومه دیگه ، این که سوال نداره ! ... این صدمین پستی هستش که من نوشتم توی این وبلاگ ! ...این یعنی اینکه یه قرنِ وبلاگی رو رد کردم ! ... یعنی صد سال وبلاگ نویسی !! ... آخه میدونین ... هر پستی که نوشتم برام مث یه سال بوده و پر هستش از خاطره های جور و واجور !! ... بقیه حرفا باشه واسه تولدش که نزدیکه !!! ...

 

پ.ن۱ : سبک نگارش این پست بهتر از این باید میشد که نشد ! ... 

پ.ن۲ : میگن مردای آذر اینجوری هستن ، راست و دروغش گردن خودشون ! ... اینجا رو کلیک کنین ! ...

پ.ن۳ : میخواستم توی این پی نوشت یه جمله انتخاباتی بنویسم بعد گفتم ممکنه اون برادری که داره وبلاگها رو کنترل میکنه اینجا رو فیلتر کنه ، منصرف شدم ! ... همینجا خسته نباشید میگم به اون برادر که از همه خوشی های زندگیش گذشته و داره یه حرکت مثبت ! به خیال خودش انجام میده !! ...

پ.ن۴ : فکر میکنم اگه توی پی نوشت بالایی اون جمله سیاسی رو نوشته بودم ممکن بود وبلاگم فیلتر نشه ولی با این چیزی که نوشتم حتما فیلتره !! ...

پ.ن۵ : "جان اشتاین بک" میگه : پیری به "سال" نیست ، به "حال" است ...

پ.ن۶ : بازگشت به پی نوشت ۵ باید بگم که : خداجون "حول حالنا الی احسن الحال " دیگه ، پس کی ؟! ...

پ.ن ۷ : آهای اونایی که میگفتین کوتاه نویس شدم ، به نظرتون همون کوتاه نویسی بهتر نبود ؟! ... بنظرم آدما تا عافیت رو از دست ندن قدرشو نمیدونن !! ...

 

 

+ | 85/09/23 | 12:19 | حسین |

..............................................................................................................

 

میزبان:Re

... تو پست قبلی قرار شد که شما جای من بنویسین و من جای شما نظر بدم ... اما شما بازم نظر دادین که ! ... اشکالی نداره ! ... من رو نظرتون نظر میدم ! ... 
 
 
 
بر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید ...
 
  

ادامه مطلب

 

+ | 85/09/18 | 0:15 | حسین |

..............................................................................................................

 

میزبان ...

... اصلا میدونین چیه ، همش که من نباید اینجا بنویسم که ! ... یه بار هم شما جای من بنویسین ! ... بزارین یه بار هم که شده من بیام تو وبلاگ خودم و نظر بدم !!! ... چی میشه مگه ؟! ...

 

پ.ن۱ : منتظرمااااااا ! ...

پ.ن۲: " هگل " میگه : فقط یک نفر تا حالا مرا فهمیده و او هم مرا نفهمیده است ! ... بین خودمون باشه !! ...

 

+ | 85/09/13 | 23:48 | حسین |

..............................................................................................................

 

... ! Active my emoticons

 

 

+ | 85/09/08 | 23:46 | حسین |

..............................................................................................................

 

هیس ! ...

... آهای تویی که داری کتاب قصهء زندگی رو بلند بلند برا من میخونی ، خواهشا ً یه کم آرومتر ! ... اینجوری که من خوابم نمیبره ! ...

 

+ | 85/09/03 | 0:1 | حسین |

..............................................................................................................