...
... یعنی بعد از اینکه آدم میمیره ٬ اونور ٬ توی اون دنیا ٬ نافش رو میبرن و چند تا ضربه محکم میزنن پشتش تا نفسش بالا بیاد ؟ ...
..............................................................................................................
... یعنی بعد از اینکه آدم میمیره ٬ اونور ٬ توی اون دنیا ٬ نافش رو میبرن و چند تا ضربه محکم میزنن پشتش تا نفسش بالا بیاد ؟ ...
..............................................................................................................
اهل Game هستین یا نه ؟ ... روزای دور ... از کله صبح تا سیاهی شب زندگی من شده بود بازی Prince ... همون بازی نسل اول کامپیوتر که یه پسر سفیدپوش باید مراحل رو رد میکرد و میرسید به آخر داستان ... یادمه وقتی موفق میشدم از یه مرحله به مرحله بعدی برم دو تا احساس توآم داشتم ... هیجان و ترس ! ... هیجان بخاطر اینکه تونسته بودم مرحله رو رد کنم و برم مرحله بعدی ٬ میتونستم مرحله جدید رو بازی کنم و اونو ادامه بدم ... و میترسیدم از اینکه نکنه با تمام این زحمتایی ! که میکشم یهو Game Over بشم و بازی رو ببازم ... البته یه خوبی که اون بازی داشت این بود که اول هر مرحله بازی Save میشد و اگه میباختی میتونستی اون بازی رو دوباره ادامه بدی ... ولی خب بازم میترسیدم از باخت ... اینروزا ... بازم دارم بازی میکنم ... یه بازی با گرافیک بالا ! ... آخر بازیه ! ... بعضی وقتا همچین بر وفق مرادته که کلی حال میکنی و بیشتر وقتا هم همچین میزنه تو حالت که نمیتونی فکرشو بکنی ! ... این بازی هم ٬ مثل بازیای دیگه هم هیجان داره و هم ترس ... ولی یه ایراد کلی داره ! ... اونم اینه که بازی رو نمیشه Save کرد ! ... اگه Game Over شدی دیگه راه بازگشتی وجود نداره ... راستی یادم رفت بگم چی بازی میکنم ... اسم بازی هست : زندگی ! ...
پ.ن : اگه کسی Crack و Path های این بازی رو داره لینکشو برا من بزاره ! ...
..............................................................................................................
... مرد داشت با صدای بلند به راننده می گفت : عقب ... بیا عقب ... عقبتر ... یکم دیگه ... عقبتر ... یه ذره دیگه ... خب ... خووووووووب ... خوبه ... دستش نزن ! ...
یه آن رفتم تو این فکر که چی میشد ماشین زمان رو هم همینجوری برد عقب ... برگشت به دوران مقدس خدمت ! ... صبحگاه و شامگاه ! ... رژه ... خمپاره !!! ... ولی نه ... کاش میشد رفت عقب تر ... رفت به دوران دانشگاه ... درس خوندن های شبای امتحان ... غذاهای مطبوع ! سلف دانشگاه ... حذف های اضطراری و گواهیای الکی دکتر ! ... روزای انتخاب واحد ... ولی نه ... عقب تر ... یکم عقب تر ... دوران دبیرستان .... روزگار جوونی و جوونی کردن ... پشت کنکور ... خوندن درس برا آینده بهتر !... ولی اونجا هم نه ... بازم عقبتر ... دوران راهنمایی ... کتابای جورواجور درسی ... معلمهای مختلف ... فوتبال تو حیاط مدرسه ... لسان العربی الشیرین المثل الشاخه نبات
! ... ولی نه ... بازم عقب ... عقب تر ... دوران دبستان ... روزای خوب کودکی ... مشق شب ... بابا نان دارد ... ۵=۲+۲ ! ... شیطنت تو مدرسه ... نه ... عقب تر ... یکم دیگه ... پیش دبستانی ... نقاشی کردن ... آژیر قرمز !... حمله هوایی ! ... به پناهگاه بروید !! ... ولی ... یکم دیگه عقب تر ... قبل از زایمان ! ... سکوت ... سکوت ... باز هم سکوت ... خب ... خووووووب ... خوبه ... دستش نزن ! ...
..............................................................................................................