تبليغاتX
بین خودمون باشه







 

سلام بر نور ...

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی ...

ميلاد نور مبارک 

 


 

پ.ن: دستم رفت تو گچ ! ... بر ميگردم بزودی ... بين خودمون باشه ...

 

 

+ | 84/06/27 | 1:42 | حسین |

..............................................................................................................

 

یادداشتهای یک دیوانه (1) ...

يه شب جمعه ساعت ۲ نيمه شب نشستی واسه خودت و ميخوايی که بری تو حس ! (توضيح واضحات:‌ادبيات گفتاری اين متن بعلت گذشتن از ساعت ۱۲ شب قدری نا مآنوس ميباشد ... قبلا از اين بابت عذر خواهی مينماييم!) ... خوب ٬ برا يه بچه+ چی ميتونه حس افزا باشه ؟! ... بلـــــه ! ... YANNI ... به به ... چه شبی ... شب است و سکوت است و يانی ! ... قطعه Quiet man شروع خوبيه ! ... فوق العادس ! ... آرامش خاصی رو بهت القا ميکنه ... خش خش !!! ... يه صدای خش خش به گوشم خورد ! ... يه نيگا می گردونم تو اتاق ... نه ٬ چيزی نيست ... حتما باد کولره که داره ميزنه لای روزنامه های دور و برم ... ولش کن ... بريم سر يانی خودمون ! ... دومين قطعه in the mirror هستش ... واقعا زيباست ! ... من شايد بار صدم باشه که دارم اين قطعه رو گوش ميدم ولی هر بار زيباتر از بار قبله ! ... اونايی که يانی رو ميشناسن ميدونن من چی ميگم .......... خش خش ! ... ای بابا ! ... چه گيری کردما ! ... بلند ميشم و ميرم همه روزنامه ها رو جمع ميکنم تا خيالم بابت اين خش خش لعنتی راحت بشه .... آخيش ! ... ديگه خش خش تموم شد ...قطعه سوم one man's dream  هستش ...ديوانه کنندس ... به نظرم هر کس که اين قطعه رو نشنيده نصف عمرش بر فناست ........توی اون حال وهوا ... يهو احساس کردم غير از منم يکی داره از اين قطعه زيبا لذت ميبره ... آره ... اونم مست اين قطعه شده ... حرکات سرش نشون ميده که اونم مثل من ديوونه يانی هستش ... از حرکت شاخکهاش هم ميشه فهميد که روح اثر رو درک کرده .... خدای من ! ... يه سوسک هم ميتونه اعجاز يانی رو درک کنه ...اين يه معجزس ...  چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... سوسک ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...........

چند دقيقه بعد ...

سوسک بيچاره که از اين قطعه زيبا سر از پا نميشناخت ٬ديگه نميتونست سرشو از پاش تشخيص بده ! ... آخه همچين زدم لهش کردم که بدنش ۱۰۰ تيکه شده بود و هر تيکه از بدنش با يه مايع چسبناک سبز رنگ ..... ولش کنين ... ميترسم حالتون بهم بخوره !! ... آره خلاصه ... اون صدای خش خش از روزنامه نبود ٬ بلکه از اون سوسک يانی دوست! لعنتی بود که تو اون دل سياه شب اومده بود که با آهنگای يانی آروم بگيره ٬ ولی اومد حال منو و جون خودشو گرفت ! ...

 

پ.ن۱: اين متن از يک حادثه حقيقی که همين نيم ساعت پيش اتفاق افتاد برداشت آزاد شده است ...

پ.ن۲: از تمامی يانی دوستان به سبب سوء تفاهم احتمالی عذرخواهی بعمل ميايد ...

پ.ن۳ : کنسرت آکروپليس  برای دوستانی که نميدونن يانی کيه شروع خوبيه ... حتما معتاد ميشين ! ...

پ.ن۴ : ادبيات نوشتاری يک آدم ديوانه از اين بهتر نميشه ! ... 

پ.ن ۵ : راستی ٬ بين خودمون باشه ! ...

 

 

+ | 84/06/25 | 3:17 | حسین |

..............................................................................................................

 

روسیاه ...

تو دل يه مزرعه ٬ يه کلاغ روسيا

هوائی شده بره ٬ پابوس امام رضا

اما هی فکر ميکنه اونجا جای کفتراس

آخه من کجا برم ٬ يه کلاغ که روسياس ؟

من که توی سياهيا از همه رو سياترم

ميون اون کبوترا با چه رويی بپرم ؟ ...

تو همون فکرا بودش کلاغ عاشقمون

يه دلش ميگفت برو ٬ يه دلش ميگفت بمون

که يهو صدائی گفت: تو نترس و راهی شو

به سياهی فکر نکن تو يه زائری برو ...

من که تو سياهيا از همه رو سياترم

ميون اون کبوترا با چه رويی بپرم ؟...

(شاعر:؟)

پ.ن : ميشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه ... ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی؟... ميشه ؟ ...

 

 

+ | 84/06/14 | 2:44 | حسین |

..............................................................................................................

 

...

هی فلانی ! زندگی شايد همين باشه ! ...

 

+ | 84/06/08 | 13:57 | حسین |

..............................................................................................................