اومدم که بمونم ، یعنی میتونم ؟ ...
سلام ...
اون شبی که اومدم و نوشتم : تموم شد٬ بين خودمون باشه ... هيچ فکرشو نميکردم که يه روز با شرمندگی بيام و بنويسم : تموم شد ٬ اومدم ... هيچ فکرشو نميکردم ... چون فکرم کار نميکرد ......
تو اين مدت به قول مهربانو ... سعی کردم که استراحت کنم ... به قول محمد ... سعی کردم وفا رو ياد بگيرم ... به قول حسین ... سعی کردم کم نيارم و خوب فکر کنم ... به قول پسر ناز ... سعی کردم خوشبخت بشم ! ... به قول بهار ... سعی کردم که اشتباه نکنم ...............
ولی ..... ولی ....... هيچی ! ..... فقط به يه نتيجه رسيدم ..... سعدی ميگه :
زخود بهتری جوی و فرصت شمار که با چون خودی کم کنی روزگار ...
آره ... بهترين راه همينه ... زخود بهتری جوی ... بهتر ...
پس برگشتم که با کمک شما قدر فرصتارو بدونم ... که کم نيارم ... که وفادار بمونم ... که خوب فکر کنم ... که اشتباه نکنم ... که خوشبخت ! بشم ...........
اومدم که بمونم .... يعنی ميتونم ؟ ....
..............................................................................................................
